42224552593723029507.jpg دست نوشته - بیماری ارتریت روماتویید

دست نوشته

خطی خطی های من

 

كسي كه بر رنج تعليم صبر نكند بناچار بايد بر رنج جهالت تحمل داشته باشد.

" افلاطون"

آرتريت روماتوئيد (Rheumatoid Arthritis)

آرتريت روماتوئيد (RA) يك بيماري مزمن كمپلكس ايمني موضعي و جزء بيماريهاي خودايمني محسوب مي شود. در بيماري آرتريت روماتوئيد، بيشتر مفاصل انتهايي بدن، نظير انگشتان دست و پا درگير مي شود (تصاویر 1 و 2) و در صورت درمان نشدن، مفاصل بزرگتر بدن نيز مبتلا خواهند شد، و حتي در مراحل پيشرفته بيماري، احتمال بي حركت شدن بدن شخص (immobilize) نيز وجود دارد.

ميزان شيوع بيماري (Prevalence) آرتريت روماتوئيد در ميان جمعيت انساني، يك در صد مي باشد. اين بيماري در زنها، 3 برابر بيشتر از مردان، مشاهده مي شود كه علت آن، تفاوت الگوي هورموني در زنها نسبت به مردان مي باشد. در ميان زنها نيز، ابتلا به اين بيماري، بيشتر در دهه هاي سوم و چهارم (سنين 30 و 40 سالگي) زندگي اتفاق مي افتد. اين بيماري، جزء بيماريهاي افزايش حساسيت تيپ 3 (Type III) طبقه بندي مي شود. در اين بيماري، كمپلكس IgG و اتوآنتي بادي ضد آن (IgM) در سينوويوم (Synovium) مفاصل، رسوب كرده و با فعال كردن سيستم كمپلمان و به طبع آن ارتشاح (Infiltration) سلولهاي التهابي، بخصوص نوتروفيلها و لنفوسيتهاي T و B به محل، ضايعاتي را در مفاصل بوجود مي آورد.

 

                                                                                                              

 

                                           تصویر1                                                                              تصویر2

علائم باليني

علائم باليني بيماري آرتريت روماتوئيد، شامل التهاب (Inflammation)، تورم (Swelling)، سفت شدن (Stiffness) و تجمع مايع در مفاصل و تخريب غضروف مفاصل مي باشد (تصاویر 3 و 4).

 

                                       

تصویر 3: تورم مفاصل در بیماری آرتریت روماتوئید                                         تصویر 4: تخریب غضروف مفاصل در بیماری آرتریت روماتوئید

اتيولوژي (علت شناسي)

تاكنون علت واقعي بيماري آرتريت روماتوئيد شناخته نشده است. دانشمندان نظريه هاي مختلفي در مورد علت و چگونگي بوجود آمدن اين بيماري ارائه كرده اند. در اين ميان، دو تا از نظرياتي كه بيشتر مورد توجه قرار گرفته است، عبارتند از:

1) عفونت هاي باكتريايي: برخي از دانشمندان بيماري آرتريت روماتوئيد را پيامد عفونت با برخي از باكتريها مي دانند، به اين ترتيب كه آنها معتقدند، اگر چه باكتري ها، از لحاظ مورفولوژي و ساختار، با سلولهاي غضروف بدن اختلاف زيادي دارند ولي برخي از آنها داراي يكسري شاخص هاي آنتي ژني مشابه با شاخص هاي آنتي ژني موجود برروي سلولهاي غضروف مفاصل مي باشند.  در نتيجه متعاقب عفونت با چنين باكتريهايي و بالطبع پاسخ آنتي بادي ميزبان عليه عامل باكتريايي، آنتي باديهايي كه در اصل عليه عامل عفونت ساخته شده اند، به علت تشابه آنتي ژنيكي كه بين عامل باكتريايي و غضروف مفاصل وجود دارد، قادر هستند به غضروف موجود در مفاصل نيز اتصال يابند (واكنش دهي متقاطع يا (Cross Reactivity. متعاقب اتصال آنتي بادي به آنتي ژنهاي غضروف مفاصل، سيستم كمپلمان از مسيركلاسيك فعال مي شود. پيامد فعال شدن سيستم كمپلمان، تشكيل كمپلكس حمله به غشاء (MAC: membrane attack complex)  و ايجاد فاكتورهاي كموتاكتيك نظير C5a، C3a و C4a مي باشد. فاكتورهاي كموتاكتيك، موجب فراخواني و جلب سلولهاي التهابي مختلف، بخصوص نوتروفيلها به محل (مفاصل)مي شوند. حضور سلولهاي التهابي همچون نوتروفيلها، با ترشح آنزيم هاي پرتئوليتيك نظير كلاژناز و استرنولايزين، سبب تخريب غضروف مفاصل مي شود. همچنين نقش سايتوكاينهاي پيش التهابي (Pro-inflammatory) اينترلوكين يك،  اينترلوكين شش و تي ان اف آلفا (TNFa)، در اين بيماري به اثبات رسيده است.  

2) خود ايمني بودن بيماري RA : از آنجا كه درسرم 80 درصد افراد مبتلا به بيماري آرتريت روماتوئيد، وجود يك اتوآنتي بادي از كلاس IgM به اثبات رسيده است، امروزه بسياري از دانشمندان بر خودايمن (Auto immune) بودن اين بيماري تاكيد دارند. تحقيقات نشان مي دهد در سرم 80 درصد افراد مبتلا به اين بيماري، يك اتوآنتي بادي از كلاس IgM عليه قسمت Fc آنتي بادي IgG خود شخص، يافت مي شود، كه به آن، فاكتور روماتوئيدي (RF: Rheumatoid Factor) مي گويند. كمپلكس RF و IgG مي تواند در عروق بسيار ريز سينوويوم مفاصل، به دام افتاده و باعث فعال شدن كمپلمان و ايجاد فاكتورهاي كموتاكتيك C5a، C3a و C4a، ارتشاح سلولهاي التهابي و در نهايت التهاب و تخريب غضروف و يا حتي استخوان مفاصل گردد.

بيماراني كه درسرم آنها، RF وجود داشته باشد، اصطلاحاًُ سرم مثبت (Sero positive) ناميده مي شوند. بررسي وجود يا عدم وجود فاكتور روماتوئيدي در سرم افراد، كه به وسيله روشهاي متداول آزمايشگاهي تشخيص داده مي شود، مبناي تشخيص بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد مي باشد.

 از آنجا كه در 20 درصد بيماران RAِ مقادير قابل جستجوي RF وجود ندارد، آن گروه از بيماران كه RF دارند تمايل به ايجاد بيماري شديدتر دارند و در هنگام بهبود, مقادير RF كاهش مي يابد RF مي تواند به عنوان شاخص فعاليت بيماري عنوان شود.

عوامل مستعد كننده

1) عامل ژنتيك: افرادي كه داراي آنتي ژن سازگاري بافتي HLA-DR4 مي باشند استعداد بيشتري در ابتلا به اين بيماري دارند. بعلاوه مبتلايان به آرتريت روماتوئيد كه داراي اين آنتي ژنهاي سازگاري بافتي مي باشند، در مقايسه با مبتلاياني كه فاقد اين آنتي ژنها هستند به شكل شديدتري از به بيماري مبتلا مي شوند. و همچنين بيشتر افراد مذكري كه بعد از سن هشت سالگي مبتلا به آرتريت روماتوئيد مي شوند،  داراي HLA-B27 مي باشند.

2) عامل هورموني: اين بيماري به نسبت 3 به 1 در زنان، به علت وجود هورمونهاي استروژني، بيشتر از مردان، و بخصوص در سنين 45-35 سالگي بروز مي كند.

3) عامل ويروسي: ويروس ابشتاين بار (EBV: Epstein-Barr virus) كه بر سطح لنفوسيتهاي B به طور طبيعي داراي گيرنده اي به نام CR2 يا CD21  مي باشد، براي لنفوسيتهاي B خاصيت ميتوژني دارد و به عبارت ديگر، موجب تحريك پلي كلونال اين سلول ها مي شود. ويروس EBV قادر است كه در محيط كشت , سلول هاي لنفوسيت B را وادار به ترشح فاكتور روماتوئيدي (RF) نمايد. به نظر مي رسد كه در افراد طبيعي، سلولهاي لنفوسيت T كمكي(Th)، با ترشح اينترفرون گاما، از فعاليت ويروس جلوگيري مي كنند، ولي در بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد، به علت نقصي كه در اين دسته از سلول ها مي باشد، انترفرون گاما ترشح نشده و در نتيجه EBV لنفوسيت B را وادار به ترشح RF مي كند.

همچنين EBV باعث مي شود كه سلولهاي B افسار گسيخته تكثير پيدا كنند، كه اين خود، منجر به جهش ژنتيكي در سلولهاي B جديد و ايجاد لنفوما مي شود.

4) عوامل تغذيه اي: بررسي هاي انجام شده، نشان داده است كه تظاهرات بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد با خوردن روغن ماهي تخفيف مي يابد. روغن ماهي احتمالاً توليد پروستا گلاندينها را كاهش مي دهد( به خصوص PGE2 ). پروستا گلاندينها و لوكوترينهاي مترشحه از سلول هاي التهابي, نقش عمده اي در ايجاد التهاب دارند. همچنين اخيراً با تغذيه كلاژن نوع دو مرغ، در كاهش ضايعات آرتريت روماتوئيد استفاده مي شود. كلاژن تيپ دو ماده اصلي غضروف را تشكيل مي دهد و بعلاوه در سينوويوم مفاصل نيز وجود دارد. حدود 50 درصد مبتلايان به آرتريت روماتوئيد, در مايع مفصلي داراي پلاسموسيتهاي توليد كننده آنتي بادي ضد كلاژن تيپ دو مي باشند. به نظر مي رسد در صورتي كه مقدار و دفعات تغذيه با كلاژن تيپ دو درست انجام شود، سبب افزايش سلول هاي مهار كننده  (T Suppressor) Ts شده و با تغذيه از طريق دهان، نسبت به كلاژن دو، ايجاد تحمل مي شود. حكماي قديم ايران نيز احتمالاً خوردن سوپ پاي مرغ را به همين اساس براي درمان بيماري هاي مفاصل، تجويز مي كردند.

درمان

درمان بيماري آرتريت روماتوئيد، بيشتر با تجويز داروهاي ضد التهابي نظير كورتيكواستروئيدها صورت مي گيرد. در اين ميان، شايد جالب ترين پيشرفت در درمان بيماري آرتريت روماتوئيد، استفاده باليني از داروهاي مهار كننده TNF-a، به عنوان روش درماني باشد . دو حالت مختلف با موفقيت مورد آزمايش قرار گرفته اند يكي از آنها, استفاده از آنتي باديهاي ضد TNF-a كايمريك موش وانسان، و ديگري پذيرنده محلول TNF است كه به صورت ژنتيكي به قسمت Fcي IgGي انساني متصل مي شود. بايد توجه داشت كه اين مهار كننده ها، رسپتورهاي محلولي هستند كه با مهندسي ژنتيك توليدمي شوند. همچنين نوع ديگري از اين رسپتورهاي محلول، براي مهار IL-1 ساخته شده است.

آزمايش هاي متداول براي تشخيص بيماري آرتريت روماتوئيد

1- ظهور اتو آنتي بادي فاكتور روماتوئيدي RF

2- اندازه گيري سرعت رسوب RBC كه در اين بيماران تقريباً با وخامت بيماري افزايش مي يابد.

3- ظهور و افزايش پروتئين C-reactive protein

4- تغييرات مقدار اجزاي كمپلمان (C4,C3)

5- ظهور اتوآنتي باديهاي ضد هسته

تست RF به روش آگلوتيناسيون

اساس آزمايش RF تعيين وجود يا عدم وجود RF (آنتي بادي IgM) در سرم بيماران مي باشد. براي انجام آزمايش مذكور، مي توان از كيتي كه بدين منظور، توسط شركتهاي مختلف تجاري ساخته مي شود، استفاده كرد.

همانطور كه قبلا گفته شد، اساس تمام آزمايشهاي سرولوژي، واكنش آنتي بادي و آنتي ژن مي باشد. بالطبع آزمايش RF نيز از اين قاعده مستثني نيست. همانطور كه در تعريف RF گفته شد، RF يك اتوآنتي بادي از كلاس IgM عليه قسمت Fc آنتي بادي IgG خود شخص مي باشد. بنابر اين با استفاده از آنتي بادي IgG  مي توان به جستجوي فاكتور روماتوئيدي در سرم بيماران پرداخت. اما بايد توجه داشت كه، واكنش IgG با RF كمپلكس قابل رويتي را ايجاد نمي كند. براي قابل رويت شدن كمپلكس و ايجاد واكنش آگلوتيناسيون، بايد آنتي ژن (در اينجا آنتي بادي IgG) به يك ماده نامحلول متصل شود كه اين ماده نامحلول درگذشته، گلبول قرمز گوسفند بود، كه به اين روش، آزمايش روز – والر (Roze-waaler) مي گفتند. ولي از آنجا كه گلبول هاي قرمز، عمر كوتاهي دارند، امروزه روش ديگري متداول است به نام R.A-Latex كه در آن ذره نامحلول مورد استفاده, ذرات لاتكس مي باشد. اين ذره نامحلول همچنين مي تواند زغال و بنتونايت و... باشد كه لاتكس از همه آنها هم, ارزانتر است و هم قابل دسترس تر .

معرفهاي موجود در كيت R.A-latex

1) قطره چکان حاوی سرم کنترل مثبت Positive Control))
2) قطره چکان حاوی سرم کنترل منفی Negative Control))

3) قطره چکان حاوی آنتي بادی IgG، که بر سطح ذرات لاتکس متصل شده است.

4) اسلاید زمینه سیاه

5) اپلیکاتور
6) بافر برای رقیق کردن و تيتراسيون سرم بيمار (در برخی از کیتها)

آزمایش RF به دو روش کيفي و کمي انجام مي شود:

روش کیفی (اسلایدی)

روي اسلايد زمينه سياه يک قطره سرم بيمار، يک قطره سرم کنترل مثبت و يک قطره سرم کنترل منفي بریزید.
شيشه محتوي ذرات لاتکس را به آرامي تکان داده، سپس به هر کدام از سه قطره سرم مرحله قبل، یک قطره از آن را اضافه نماید.

با اپليکاتور هرکدام از سرم ها را با ذرات لاتکس، مخلوط نموده، به اندازه دایره ای به قطر دو سانتی متر پخش نماید.

لام را به مدت دو دقيقه به آرامي بر روی دست یا روتاتور حرکت دوراني داده و نتيجه آگلوتيناسيون را زير نور بررسي نموده به صورت زیر گرازش نماید.

آگلوتيناسيون درشت +++ (+3)

آگلوتيناسيون متوسط ++ (+2)

آگلوتيناسيون ريز + (+1)                                                  

آگلوتيناسيون مشاهده نمی شود ( سوسپانسيون يكنواخت و شیری رنگ) – (منفی)  

در صورت اثبات وجود RF در سرم بیمار، به منظور اندازه گیری مقدار و یا تیتر آن در سرم، روش کمی (لوله ای) را انجام دهید.

روش کمی (لوله ای)

براي هر نمونه سرمي، شش عدد لوله آزمايش را با شماره هاي 1 تا 6 علامت گذاري كنيد.

به همه لوله ها 50 لاندا ( ميكروليتر) تامپون يا سرم فيزيولوژي اضافه نمایید.

به لوله شماره 1، 50 لاندا سرم بيمار را اضافه نموده با تکان دادن لوله محتویات داخل لوله را مخلوط نمایید( غلظت 2/1).

سپس 50  لاندا از محلول لوله شماره 1 را به لوله شماره 2 اضافه كنيد و بعد از مخلوط كردن اين عمل  را براي لوله هاي ديگر بطور سريال تكرار نمائيد. ( 2 به 3 و...).

در آخر 50 لاندا از محلول لوله شماره 6 را بيرون بريزيد.

با اين روش رقتهای مختلفی از سرم ( 2/1 و 4/1 و 8/1 و 16/1 و ...) تهيه مي شود.

هر كدام از نمونه هاي رقيق شده را براساس روش كيفي بررسي كنيد.

آخرين رقتي را از سرم كه واكنش آگلوتيناسيون در آن قابل مشاهده است به عنوان تيتر  RF گزارش نمایید. 

مطالب اين قسمت با همكاري خانمها رضوان حسن آبادي و مريم زهره مرادي شهربابك تهيه شده است.

                           

 

 

                   

 

 

1

 

كسي كه بر رنج تعليم صبر نكند بناچار بايد بر رنج جهالت تحمل داشته باشد.

" افلاطون"

آرتريت روماتوئيد (Rheumatoid Arthritis)

آرتريت روماتوئيد (RA) يك بيماري مزمن كمپلكس ايمني موضعي و جزء بيماريهاي خودايمني محسوب مي شود. در بيماري آرتريت روماتوئيد، بيشتر مفاصل انتهايي بدن، نظير انگشتان دست و پا درگير مي شود و در صورت درمان نشدن، مفاصل بزرگتر بدن نيز مبتلا خواهند شد، و حتي در مراحل پيشرفته بيماري، احتمال بي حركت شدن بدن شخص (immobilize) نيز وجود دارد.

ميزان شيوع بيماري (Prevalence) آرتريت روماتوئيد در ميان جمعيت انساني، يك در صد مي باشد. اين بيماري در زنها، 3 برابر بيشتر از مردان، مشاهده مي شود كه علت آن، تفاوت الگوي هورموني در زنها نسبت به مردان مي باشد. در ميان زنها نيز، ابتلا به اين بيماري، بيشتر در دهه هاي سوم و چهارم (سنين 30 و 40 سالگي) زندگي اتفاق مي افتد. اين بيماري، جزء بيماريهاي افزايش حساسيت تيپ 3 (Type III) طبقه بندي مي شود. در اين بيماري، كمپلكس IgG و اتوآنتي بادي ضد آن (IgM) در سينوويوم (Synovium) مفاصل، رسوب كرده و با فعال كردن سيستم كمپلمان و به طبع آن ارتشاح (Infiltration) سلولهاي التهابي، بخصوص نوتروفيلها و لنفوسيتهاي T و B به محل، ضايعاتي را در مفاصل بوجود مي آورد.

علائم باليني

علائم باليني بيماري آرتريت روماتوئيد، شامل التهاب (Inflammation)، تورم (Swelling)، سفت شدن (Stiffness) و تجمع مايع در مفاصل و تخريب غضروف مفاصل مي باشد.

اتيولوژي (علت شناسي)

تاكنون علت واقعي بيماري آرتريت روماتوئيد شناخته نشده است. دانشمندان نظريه هاي مختلفي در مورد علت و چگونگي بوجود آمدن اين بيماري ارائه كرده اند. در اين ميان، دو تا از نظرياتي كه بيشتر مورد توجه قرار گرفته است، عبارتند از:

1) عفونت هاي باكتريايي: برخي از دانشمندان بيماري آرتريت روماتوئيد را پيامد عفونت با برخي از باكتريها مي دانند، به اين ترتيب كه آنها معتقدند، اگر چه باكتري ها، از لحاظ مورفولوژي و ساختار، با سلولهاي غضروف بدن اختلاف زيادي دارند ولي برخي از آنها داراي يكسري شاخص هاي آنتي ژني مشابه با شاخص هاي آنتي ژني موجود برروي سلولهاي غضروف مفاصل مي باشند.  در نتيجه متعاقب عفونت با چنين باكتريهايي و بالطبع پاسخ آنتي بادي ميزبان عليه عامل باكتريايي، آنتي باديهايي كه در اصل عليه عامل عفونت ساخته شده اند، به علت تشابه آنتي ژنيكي كه بين عامل باكتريايي و غضروف مفاصل وجود دارد، قادر هستند به غضروف موجود در مفاصل نيز اتصال يابند (واكنش دهي متقاطع يا (Cross Reactivity. متعاقب اتصال آنتي بادي به آنتي ژنهاي غضروف مفاصل، سيستم كمپلمان از مسيركلاسيك فعال مي شود. پيامد فعال شدن سيستم كمپلمان، تشكيل كمپلكس حمله به غشاء (MAC: membrane attack complex)  و ايجاد فاكتورهاي كموتاكتيك نظير C5a، C3a و C4a مي باشد. فاكتورهاي كموتاكتيك، موجب فراخواني و جلب سلولهاي التهابي مختلف، بخصوص نوتروفيلها به محل (مفاصل)مي شوند. حضور سلولهاي التهابي همچون نوتروفيلها، با ترشح آنزيم هاي پرتئوليتيك نظير كلاژناز و استرنولايزين، سبب تخريب غضروف مفاصل مي شود. همچنين نقش سايتوكاينهاي پيش التهابي (Pro-inflammatory) اينترلوكين يك،  اينترلوكين شش و تي ان اف آلفا (TNFa)، در اين بيماري به اثبات رسيده است.  

2) خود ايمني بودن بيماري RA : از آنجا كه درسرم 80 درصد افراد مبتلا به بيماري آرتريت روماتوئيد، وجود يك اتوآنتي بادي از كلاس IgM به اثبات رسيده است، امروزه بسياري از دانشمندان بر خودايمن (Auto immune) بودن اين بيماري تاكيد دارند. تحقيقات نشان مي دهد در سرم 80 درصد افراد مبتلا به اين بيماري، يك اتوآنتي بادي از كلاس IgM عليه قسمت Fc آنتي بادي IgG خود شخص، يافت مي شود، كه به آن، فاكتور روماتوئيدي (RF: Rheumatoid Factor) مي گويند. كمپلكس RF و IgG مي تواند در عروق بسيار ريز سينوويوم مفاصل، به دام افتاده و باعث فعال شدن كمپلمان و ايجاد فاكتورهاي كموتاكتيك C5a، C3a و C4a، ارتشاح سلولهاي التهابي و در نهايت التهاب و تخريب غضروف و يا حتي استخوان مفاصل گردد.

بيماراني كه درسرم آنها، RF وجود داشته باشد، اصطلاحاًُ سرم مثبت (Sero positive) ناميده مي شوند. بررسي وجود يا عدم وجود فاكتور روماتوئيدي در سرم افراد، كه به وسيله روشهاي متداول آزمايشگاهي تشخيص داده مي شود، مبناي تشخيص بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد مي باشد.

 از آنجا كه در 20 درصد بيماران RAِ مقادير قابل جستجوي RF وجود ندارد، آن گروه از بيماران كه RF دارند تمايل به ايجاد بيماري شديدتر دارند و در هنگام بهبود, مقادير RF كاهش مي يابد RF مي تواند به عنوان شاخص فعاليت بيماري عنوان شود.

عوامل مستعد كننده

1) عامل ژنتيك: افرادي كه داراي آنتي ژن سازگاري بافتي HLA-DR4 مي باشند استعداد بيشتري در ابتلا به اين بيماري دارند. بعلاوه مبتلايان به آرتريت روماتوئيد كه داراي اين آنتي ژنهاي سازگاري بافتي مي باشند، در مقايسه با مبتلاياني كه فاقد اين آنتي ژنها هستند به شكل شديدتري از به بيماري مبتلا مي شوند. و همچنين بيشتر افراد مذكري كه بعد از سن هشت سالگي مبتلا به آرتريت روماتوئيد مي شوند،  داراي HLA-B27 مي باشند.

2) عامل هورموني: اين بيماري به نسبت 3 به 1 در زنان، به علت وجود هورمونهاي استروژني، بيشتر از مردان، و بخصوص در سنين 45-35 سالگي بروز مي كند.

3) عامل ويروسي: ويروس ابشتاين بار) (EBV: Epstein-Barr virus كه در سطح لنفوسيتهاي B به طور طبيعي داراي گيرنده اي به نام CR2 يا CD21  مي باشد، براي لنفوسيتهاي B خاصيت ميتوژني دارد و به عبارت ديگر، موجب تحريك پلي كلونال اين سلول ها مي شود. ويروس EBV قادر است كه در محيط كشت , سلول هاي لنفوسيت B را وادار به ترشح فاكتور روماتوئيدي (RF) نمايد. به نظر مي رسد كه در افراد طبيعي، سلولهاي لنفوسيت T كمكي(Th)، با ترشح اينترفرون گاما، از فعاليت ويروس جلوگيري مي كنند، ولي در بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد، به علت نقصي كه در اين دسته از سلول ها مي باشد، انترفرون گاما ترشح نشده و در نتيجه EBV لنفوسيت B را وادار به ترشح RF مي كند.

همچنين EBV باعث مي شود كه سلولهاي B افسار گسيخته تكثير پيدا كنند، كه اين خود، منجر به جهش ژنتيكي در سلولهاي B جديد و ايجاد لنفوما مي شود.

4) عوامل تغذيه اي: بررسي هاي انجام شده، نشان داده است كه تظاهرات بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد با خوردن روغن ماهي تخفيف مي يابد. روغن ماهي احتمالاً توليد پروستا گلاندينها را كاهش مي دهد( به خصوص PGE2 ). پروستا گلاندينها و لوكوترينهاي مترشحه از سلول هاي التهابي, نقش عمده اي در ايجاد التهاب دارند. همچنين اخيراً با تغذيه كلاژن نوع دو مرغ، در كاهش ضايعات آرتريت روماتوئيد استفاده مي شود. كلاژن تيپ دو ماده اصلي غضروف را تشكيل مي دهد و بعلاوه در سينوويوم مفاصل نيز وجود دارد. حدود 50 درصد مبتلايان به آرتريت روماتوئيد, در مايع مفصلي داراي پلاسموسيتهاي توليد كننده آنتي بادي ضد كلاژن تيپ دو مي باشند. به نظر مي رسد در صورتي كه مقدار و دفعات تغذيه با كلاژن تيپ دو درست انجام شود، سبب افزايش سلول هاي مهار كننده  (T Suppressor)Ts شده و با تغذيه از طريق دهان، نسبت به كلاژن دو، ايجاد تحمل مي شود. حكماي قديم ايران نيز احتمالاً خوردن سوپ پاي مرغ را به همين اساس براي درمان بيماري هاي مفاصل، تجويز مي كردند.

درمان

درمان بيماري آرتريت روماتوئيد، بيشتر با تجويز داروهاي ضد التهابي نظير كورتيكواستروئيدها صورت مي گيرد. در اين ميان، شايد جالب ترين پيشرفت در درمان بيماري آرتريت روماتوئيد، استفاده باليني از داروهاي مهار كننده TNF-a، به عنوان روش درماني باشد . دو حالت مختلف با موفقيت مورد آزمايش قرار گرفته اند يكي از آنها, استفاده از آنتي باديهاي ضد TNF-a كايمريك موش وانسان، و ديگري پذيرنده محلول TNF است كه به صورت ژنتيكي به قسمت Fcي IgGي انساني متصل مي شود. بايد توجه داشت كه اين مهار كننده ها، رسپتورهاي محلولي هستند كه با مهندسي ژنتيك توليدمي شوند. همچنين نوع ديگري از اين رسپتورهاي محلول، براي مهار IL-1 ساخته شده است.

آزمايش هاي متداول براي تشخيص بيماري آرتريت روماتوئيد

1- ظهور اتو آنتي بادي فاكتور روماتوئيدي RF

2- اندازه گيري سرعت رسوب RBC كه در اين بيماران تقريباً با وخامت بيماري افزايش مي يابد.

3- ظهور و افزايش پروتئين C-reactive protein

4- تغييرات مقدار اجزاي كمپلمان (C4,C3)

5- ظهور اتوآنتي باديهاي ضد هسته

تست RF به روش آگلوتيناسيون

اساس آزمايش RF تعيين وجود يا عدم وجود RF (آنتي بادي IgM) در سرم بيماران مي باشد. براي انجام آزمايش مذكور، مي توان از كيتي كه بدين منظور، توسط شركتهاي مختلف تجاري ساخته مي شود، استفاده كرد.

همانطور كه قبلا گفته شد، اساس تمام آزمايشهاي سرولوژي، واكنش آنتي بادي و آنتي ژن مي باشد. بالطبع آزمايش RF نيز از اين قاعده مستثني نيست. همانطور كه در تعريف RF گفته شد، RF يك اتوآنتي بادي از كلاس IgM عليه قسمت Fc آنتي بادي IgG خود شخص مي باشد. بنابر اين با استفاده از آنتي بادي IgG  مي توان به جستجوي فاكتور روماتوئيدي در سرم بيماران پرداخت. اما بايد توجه داشت كه، واكنش IgG با RF كمپلكس قابل رويتي را ايجاد نمي كند. براي قابل رويت شدن كمپلكس و ايجاد واكنش آگلوتيناسيون، بايد آنتي ژن (در اينجا آنتي بادي IgG) به يك ماده نامحلول متصل شود كه اين ماده نامحلول درگذشته، گلبول قرمز گوسفند بود، كه به اين روش، آزمايش روز – والر (Roze-waaler) مي گفتند. ولي از آنجا كه گلبول هاي قرمز، عمر كوتاهي دارند، امروزه روش ديگري متداول است به نام R.A-Latex كه در آن ذره نامحلول مورد استفاده, ذرات لاتكس مي باشد. اين ذره نامحلول همچنين مي تواند زغال و بنتونايت و... باشد كه لاتكس از همه آنها هم, ارزانتر است و هم قابل دسترس تر .

نكته ها

1) روش R.A-latex نسبت به روش Rose-waaler حساسيت بيشتري به RF دارد. به عبارت ديگر روش روز- والر بيشتر در بيماري آرتريت روماتوئيد مثبت مي شود، و مثبت كاذب كمتري دارد، ولي روش لاتكس ممكن است در بيماريي هاي ديگر ( RF با تيتر كمتر) نيز مثبت شود.

2) اساس آزمايش RA-latex آگلوتيناسيون پاسيو معكوس Reveased Passive Agglutination)) مي باشد.

آزمايش R.A-latex

نمونه هاي مورد آزمايش:

- از سرم تازه و شفاف استفاده شود.

- پلاسما غير قابل استفاده است.

- سرمهاي ليپميك يا آلودگي هاي ميكروبي ممكن است باعث جوابهاي غلط شوند.

- نمونه ها را مي توان تا24 ساعت در يخچال و براي مدتهاي طولاني در فريزر (C 20-) نگهداري نمود.

معرفهاي موجود در كيت R.A-latex

معرف شماره 1: تامپون براي رقيق كردن سرم ( به جاي تامپون مي توان از سرم فيزيولوژي استفاده كرد)

معرف شماره 2: ذرات لاتكس كه بر روي آنها IgGي انساني و يا خرگوشي سوار شده است.

معرف شماره 3: كنترل مثبت

معرف شماره 4: كنترل منفي

آزمايش در دو مرحله كيفي و كمي انجام مي شود كيفي براي وجود RF و كمي براي تعيين تيتر آن در سرم.

روش انجام آزمايش

الف) روش كيفي:

1- يك ميلي ليتر از تامپون را در لوله آزمايش ريخته و به آن 50 ميكروليتر نمونه سرمي اضافه كنيد. ( رقت 1 به 20) كنترل هاي مثبت و منفي نياز به رقيق كردن ندارند.

2- 50 ميكروليتر از نمونه سرمي رقيق شده و يك قطره از كنترل هاي مثبت و منفي را بطور جداگانه در وسط دايره هاي 1، 2 و 3ي اسلايد (اسلايد زمينه سياه) قرار داده و يك قطره از سوسپاسيون لاتكس را در كنار آنها بچكانيد.

3- با استفاده از همزن پلاستيكي, قطرات را مخلوط نموده و در سطح دايره ها پخش نماييد.

4- اسلايد را بطور دوراني در دست يا با استفاده از روتاتور به مدت 2 دقيقه حركت دهيد.

5- ميزان آگلوتيناسيون را به اين صورت گزارش كنيد.

آلگوتيناسيون درشت + + +                                                   RF مثبت

آلگوتيناسيون متوسط ++                                                 RF مثبت متوسط

آلگوتيناسيون ريز +                                                              RF مثبت ضعيف

بدون آگلوتيناسيون ( سوسپانسيون يكنواخت                           RF   منفي

ب) روش كمي

1- براي هر نمونه سرمي شش عدد لوله آزمايش را با شماره هاي 1 تا 6 علامت گذاري كنيد.

2- به همه لوله ها 50 لاندا ( ميكروليتر) تامپون يا سرم فيزيولوژي مي ريزيم ( بسته به نوع كيت اين مقدار متغير است).

3- به لوله شماره 1، 50 لاند سرم بيمار را اضافه كنيد. ( غلظت 2/1)

4- 50  لاندا از محلول لوله شماره 1 را به لوله شماره 2 اضافه كنيد و بعد از مخلوط كردن اين عمل  را براي لوله هاي ديگر بطور سريال تكرار نمائيد. ( 2 به 3 و...).

5- در آخر 50 لاندا از لوله ي 6 را بيرون بريزيد.

با اين روش غلظتهاي مختلف از سرم ( 2/1و 4/1 و 8/1 و 16/1 و ...) تهيه مي شود.

6- هر كدام از نمونه هاي دقيق شده را براساس روش كيفي بررسي كنيد

7- آخرين رقتي از سرم كه واكنش اگلوتيناسيون در آن قابل مشاهده است به عنوان تيتر فاكتور روماتوئيدي (RF) گزارش مي شود.                                          

 

براي دانلود كردن نسخه PDF اينجا را كليك نماييد

مطالب اين قسمت با همكاري خانمها رضوان حسن آبادي و زهره مرادي شهربابك تهيه شده است.

1

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 18:26  توسط محمد  |